تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل - سیندرلای من!

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

سیندرلای من!

یکشنبه 5 آبان 1392 10:15 ب.ظ


یه لنگه کفش پیدا کردم
به سیندرلا بگید بیاد ...

پی نوشت: دیروز دوتا چایی بهم دادند. قبل از این که بخورمش خوب نگاهش کردم که اگر خاطره انگیز شد خوب تو ذهنم سیوش کرده باشم. نمیدونم چی شد یا چطوری نشد چایی هامو نیمه کاره نخوردم. 
نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: روزانه ها ، :::: برچسب ها: من ، سیندرلا ، لنگه کفش ، چای نیم خورده ، :::: آخرین ویرایش: یکشنبه 5 آبان 1392 10:19 ب.ظ


نظرات: ...
شرمنده! من دختر کبریت فروشم
سیندرلا اخیراً خیلی عوض شده
به من محل نمیده

پاسخ در تاریخ پنجشنبه 9 آبان 1392 01:43 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

یادش بخیر! تازه الفبا را یاد گرفته بودم که کتاب دختر کبریت فروش را خواندم. چه مزه ای داشت! از اینهایی که یک کلمه را دو دقیقه طول میدادی تا آخرش هم اشتباه بخونی!
اگر محل نمیده دلیلش شاید اینه که شما محلتونو عوض کردید رفتید بالای شهر
به هر حال از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر باز با باز ... بعله
سید محمد مهدی میرزاامینی

...
چرا دوتا ؟

پاسخ در تاریخ پنجشنبه 9 آبان 1392 01:41 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

نمیدونم والا. اولی رو که آوردن گفتم شاید این چاییه خاطره ساز بشه. زیاد اونجا بودم یکی دیگه هم اوردن. اما خوب چه فایده. نه فهمیدم چاییش چه مزه ای بود نه خاطره ساز شد.
نه خیر ذهنتو منحرف نکن اونوری. مستقیمش کن همین وری . بعله!
سید محمد مهدی میرزاامینی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی