تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل - من، فتوشاپ و قدری خود شیفتگی

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

من، فتوشاپ و قدری خود شیفتگی

جمعه 8 شهریور 1392 08:17 ق.ظ


این داستان برگرفته از یک اتفاق واقعی است.

کل شبو به کارهای مانده پرداختم و وقتی چَشم از مانیتور برداشتم ملتفت شدم که چند زمانی به صبحگاهان نمانده و صبح هم از قرار معلوم کاری مهم داشتم. با خودم از اون حساب‌هایی که میگن دو دوتا چهارتا کردم و ماحصل این شد که قطع به یقین اگر بخوابم و امریکا هم حمله کند بیدار نمی‌شوم و اگر بیکار بمانم یحتمل می‌خوابم و علی هذا ... دیدم چه کنم که این اتفاق رخ دادن ننماید! اوم ... خوب چکار کنم باید یه کاری کنم دیگه! اما نه از اون کارهایی که اسمش کار بود باید از اون کارهایی که اسمش کارنبود انجام می‌دادم. گفتم خوب از کدوم کارهایی بکنم که اسمش کار نیست (در تعریف کار آمده وقتی نیرو به جسمی وارد ‌شود و جسم را به حرکت وا ‌دارد کار انجام شده). خوب زیاد سخت نبود. من بودم و خوب قربونش برم فتوشاپ مستطاب هم بود فقط قدری خودشیفتگی کم داشت که در تورق چند فولدر به ناگاه آن اتفاقی که نباید می‌افتاد رخ داد و چَشم بنده به یکی از عکس‌هایم که در وزن 63 ممیز 723 کیلوگرم بودم افتاد. خودِ خود شیفتگی هم به ناگاه قلیان نمود و از آن قدر مذکور هم زیاده کرد. همه چیز آماده برای انجام عملیات بود. دست به کار شدم و از تمام ابزارهایی که تا به آن زمان فتوشاپ و جمیع همکاران محترم به خود دیده بودند مدد جسته و به حول وقوه الهی مفتخر شدم تا آتش خودشیفتگی قلیان کرده را بعد از کش و قوسی مثال زدنی به سامان مناسبی برسانم و ماحصل شگرفی به جای گذارم. دستی بر جبین خویشتن سائیده و عَرق ناشی از کاری بس سخت را گرفتم و وقتی از کار نهایی در یک صفحه تمام قد فول اسکرین و از اون گنده‌هاش پرده برداری کردم ناگاه گفتم: شگفتا!! و در لحظه دریافتم خداوندگار از چه روی به خودش احسنت گفت! حالا بماند که نتیجه کار را فتوشاپ هم اگر می‌دانست به افتخارات خود می‌افزود. نیش مبارک بنده هم مدتی بود که از کادر کلاً خارج شده بود. همچنان سرخوش به پدیده‌ای که در صفحه مانیتور خلق کرده بودم می‌نگریدم و چیزی نمانده بود که اشکی از سر شوق هم بریزم و هم زمان به اموات خالق فتوشاپ و جمیع همکاران رحمت می‌فرستادم که سر صبحی دل جوانی را شادمان کردند و او را با واقعیت بیرونی و ظاهری خود بیش از پیش اشنا نمودند و من توانستم ظرفیت‌های تیپیک خودم را تا مرحله اعلا کشف نمایم! همچنان که خیره می‌نگریدم فکرهای مثبت و سازنده‌ای هم همچون پیام‌های بازرگانی از جلوی چشمم می‌گذشت. حضرت خود خوشتیپ خان‌م می‌گفت: تو که انقدر بچه باحال و خوب و خوش تیپیی هستی می‌تونی روی شهاب حسینی را هم کمک کنی. مگه تو چی از اون کمتر داری یه قیافه‌ات ضایع بود که بیا درست شد! حتی خواننده هم می‌تونی بشی. درسته صدات اگر به گوش مرغ‌های دایی جان برسه دایی جان یک شبه ورشکست می‌شه (به اطلاع می‌رسانم دایی بنده از بزرگ مرغداران تخمی قم تشریف دارند. مرغ تخمی = مرغ تخمگذار) ولی خوب مگه همه خواننده‌ها صدا دارند. مهم قیافه‌است که تو داری اگر باورت نمیشه یه بار دیگه به خودت با کیفیت های کوالیتی نگاه کن (نگاه مجدد من به مانیتورم همانا و از کادر خارج شدن مجدد نیش مبارک هم همانا) حتی به دایی می‌گفتم: باکِت نباشه دایی اگر مرغ‌هات شنیدند یه کنسرت میزارم تو ال ای همه خسارت را جبران می‌کنم. اصلاً میگم مرغ‌هاشو ول کنه بشه اسپانسر خود من. چه فکر بکری کردم! و سریع به خودم می‌گم براوو!! خوش تیپی فکر آدمو هم باز می‌کنه‌ها. خلاصه قبل از این که با این تیپ جدیدم کارهام زیاد بشه و هنوز مدیر برنامه هم اختیار نکرده بودم ممکن بود به همه‌اش نرسم از خود قشنگم دل کندم و پا شدم به کارهام برسم. همچین بشکن و بالا هم می‌زدم و می‌رفتم ... دیددری دید دریدید دیرام دیرام لای لای ... که به ناگاه جانداری در آینه دیدم و عجیب رفتم توی فکر! ... فکر کردم اگر این آینه است پس اینکه توشه یحتمل باید من باشم. پس این کیه آینه نشون میده؟ چرا شبیه ناندرتال‌هاست!؟ با اون قیافه نشسته‌اش! اگر اونی که تو آینه است منــــم! نه چی میگی مهدی؟! پس اونی که تو مانیتوره کیه؟ ... یعنی فتوشاپ انقدر خوبه یا من انقدر فتوشاپمو قورت دادم! باز هم رفتم توی فکر! خوب خدارو شکر یُخده که گذشت از فکر مرغ‌های دایی اومدم بیرون ولی هنوز فکرم درگیره، اونی که تو آینه بود کی بود! یعنی میتونه کار فتوشاپ بوده باشه!؟عایا!

پی نوشت: در شرح ماوقع تصویر خلق شده از این موجود را می‌توانید به نظاره بنشینید. فقط فاتحه برای اموات فتوشاپ و همکاران جان برکَفَش را فراموش نکنید که عجیب عنصری خلق نموده و ایضاً به مهارت بنده در فتوشاپ درود بفرستید که خودآموز به این مرحله نائل آمده‌ام.

نظر

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: روزانه ها ، :::: برچسب ها: من ، فتوشاپ ، خودشیفتگی ، میرزاامینی ، :::: آخرین ویرایش: جمعه 8 شهریور 1392 08:28 ق.ظ


نظرات: خلوت پرهیاهو
سلام آقای میرزاامینی. ممنونم از محبت شما.مدتی سکوت! چرا؟
تعبیر شما جالب بود. موقع کار با این حس کار نکرده بودم. حسم همنشینی رزی خاردار بود با بادکنکی عاشق پیشه که روزی که خار بره توو تن بادکنک روز فنای این رابطه ست.
ولی تعبیر شما وجه مثبت و دلنشینی از کار بود. ممنونم :)

پاسخ در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1392 09:39 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

درود
به هر حال در سکوت هم نعماتی هست :)
نیت شما رنگی عارفانه دارد. بسیار هم خوب.
پیروز باشید.
سید محمد مهدی میرزاامینی

زهرا ز
عجب داستان واقعی و خوفناکی!
چ کردید با خودتان بزرگوار؟!!!
میبینیم ک در عالم مردگان (دور از جان)تیپ و قیافه ای به هم زدید.
خوب صدای مبارک را هم فتوشاپ میکردید و خلاص!


پاسخ در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392 10:49 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام هنرمند
دیگه کاری بود که از دستم بر می اومد.
لهجمو عمل کنم میگم دکتر جان یه پلاگین شادمهر هم روش بزاره که شرمنده خلق الله نشم :)
ممنونم ازتون
سید محمد مهدی میرزاامینی

شاپرک
کاش کنار تصویر فتوشاپ ، تصویر درون آینه رو هم گذاشته بودید
تا میزان هنرمندی تون مشخص میشد.

پاسخ در تاریخ یکشنبه 10 شهریور 1392 12:46 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

:))
فکر بدی هم نیست. شاید در هنرنمائی آتی
سپاس
سید محمد مهدی میرزاامینی

sama
با عرض سلام و خسته نباشید
آقای امینی باید به شما آفرین گفت دست قلمتون در شعر و ادبیات هم مثل سایر هنرهاتون عالیه
من که کلی خندیدم با این مطلب زیباتون
براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم


پاسخ در تاریخ شنبه 9 شهریور 1392 04:30 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام و سپاس فراوان
از این که نوشته های حقیر را میخونید ممنونم
پیروز و پایدار باشید
سید محمد مهدی میرزاامینی

زینب حسین پور
تبارک الله ، چه خوش چهره اید :)
و به به به این سلیقه :) چقد ادیتور خوبی هستین .
+ شما واقعا استعداد عجیبی تو زمینه ی طنزنویسی دارید .

پاسخ در تاریخ شنبه 9 شهریور 1392 02:53 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام خانوم حـ
از برکات فتوشاپه! :)
+ امیدوارم استعدادی که فرمودید باشد واقعا
:)
سپاس
سید محمد مهدی میرزاامینی

منیره
با سلام.
آفرین استاد خیلی جالب بود کلی شاد شدم...
موفق باشید...

پاسخ در تاریخ شنبه 9 شهریور 1392 03:11 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام. خوب خدارو شکر
پیروز باشید.
سید محمد مهدی میرزاامینی

مینا
سلام.لطفا از چهره خود راضی باشید.
متن جالبی بود...دم صبح جوانی را شاد کردن هم خوب بود.


پاسخ در تاریخ شنبه 9 شهریور 1392 01:35 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام. من که کلاً راضی ام. قیافه هم نداشته باشم فتوشاپ به اندازه کافی برای جبرانش بلدم :))
ممنونم
سید محمد مهدی میرزاامینی

کیهان
درود بر این هنر.
خوشحال میشم به ما هم سر بزنید.
Funnysmile.ir

پاسخ در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392 08:39 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

علیرضا
سلام!!!
منتظر آلبوم هاتون هستیم!!! ;)
تا بعد........
www.iandlife.tk

پاسخ در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392 08:26 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

تا بعد ...
ممنون
سید محمد مهدی میرزاامینی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی