تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل - من و خواهرم

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

من و خواهرم

پنجشنبه 14 خرداد 1394 06:53 ب.ظ


امروز هوا گرم بود و زیاد هم حوصله نداشتم. از اتاقم اومدم بیرون دیدم خواهر دومیه تو پذیرایی نشسته کتاب و دفتر دستکش جلوش بازه و سرش تو گوشیشه داره اس ام اس بازی میکنه. منم که زیاد حالم خوش نبود فضا مهیا برای گیر دادن به این بنده خدا بود. رفتم جلو و معترضانه گفتم خودتو مسخره کردی دفتر کتابو جلوت باز کردی مثلا داری برای امتحانت میخونی یه سره داری اس ام اس بازی میکنی؟؟!! دیدم سرشو اورد بالا و با چشم های گرد شده و دهن باز متعجبانه منو نگاه کرد. حس کردم شاید زیاده روی کردم گفتم: ببین خواهر گلم، عزیزم قبلا هم گفتم بهت که این ایام امتحانا گوشی و تلویزیون و ... کمتر کن تا این مدت تموم بشه ایشالا تابستون خوبی داشته باشی. بازم دیدم همونطور زل زده به من و همچنان متعجب. این بار گفتم اصلا غلط کردم هر کاری دلت میخواد بکن والا داداش بزرگتری گفتن! دلم میسوزه یه ترم زحمت کشیدی این یکی دو روزه خرابش کنه. همچنان در حالی که منو بهت زده با دهان باز و چشم های گرد شده نگاه می کرد اون دستش که گوشی توش بود را بالا اورد و گفت شنبه امتحان فیزیک دارم اینم ماشین حسابه! ماشین حساب! من که حسابی ضایع شده بودم برای این که قضیه جمع و جورش کنم گفتم افرین خواهر گلم با ماشین حساب که اس ام اس نمیدن. افرین درستو بخون و رفتم. وقتی داشتم ازش دور میشدم دستهاشو رو به بالا گرفت و گفت خدایا همه مریض ها را شفا بده! 

پی نوشت: صدای آمینتون به دعای خواهرم نیومدا :)

نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: روزانه ها ، :::: برچسب ها: خواهرانه ، امتحانات ، خواهر ، :::: آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 خرداد 1394 07:11 ب.ظ


نظرات: خاطره
راستی من اگر بودم وقتی گفت "مریضهارو شفا بده" یه پس گردنی میزدم و در میرفتم...
امتحان کنید خیلی حال میده...
البته شما چون برادر بزرگتر هستید باید عین شییییر وایساید و چشم تو چشمش نگاه کنید.
فرار مال ما بچه‌هاس.

پاسخ در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394 10:13 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

:))
در مقابل این پدیده منحصر به فرد من از بچه هم بچه ترم
:))
سید محمد مهدی میرزاامینی

خاطره
سلام
آدمهایی که زیاد درس میخونن همینجورین...
منظورم اینه که با تکنولوژی خیلی آشنا نیستن یا تکنولوژی ها رو باهم قاطی میکنن.
خدا بزرگه بالاخره شفا حاصل میشه.

پاسخ در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394 10:00 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام
البته فکر کنم خدا هم قطع امید کرده
:))
سید محمد مهدی میرزاامینی

اناهیتا
عجبــــــ ــ ـــــ !

پاسخ در تاریخ جمعه 22 خرداد 1394 03:21 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام
بله واقعا عجب داره
:)
سید محمد مهدی میرزاامینی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی