تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل - پیام

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

پیام

دوشنبه 10 شهریور 1393 10:27 ب.ظ


انگار پیام هام بهت نمیرسه. از همان وقتی که کودک حسابم میکردند خجالتی بودم. زود سرخ می شد لپ هایی که داشتم. ضربان قلبم تند میشد و نفس کشیدنم سخت. اما نه سخت تر از آنی که منتظر جواب تو از پس کابل نوری میماندم. هنوز هم خجالت می کشم. هنوز هم سرخ می شوم. خون در رگ هایم از جریان می افتد. مشکل از من است. میدانم. شاید هیچ وقت نفهمیدی که اینجا فقط برای تو نوشتم. سر نخ را گم کرده ام که این طور کلافه ام. روزگارت خوش و دلت شاد و لبت خندان باد. تا بوده همین بوده. برای تو چه فرقی دارد پسرک سر در گریبان که نگاهش را از چشمانت دزدید چه در سر داشته...

پی نوشت: همچنان در مالیخولیای نوشتن به سر میبرم. والبته یه کوچولو ... بی خیال :)

نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: دردنامه ها ، :::: برچسب ها: پیام ، :::: آخرین ویرایش: دوشنبه 10 شهریور 1393 10:36 ب.ظ


نظرات: اناهیتــــا
هِـ ! چ قشنگ ... این کابل های نوری چقدر ما را درگیر کرده اند .تمام وجودمان را میسباریم ب این کابل ها ...
گاهی یک لحظه انتظار انقدر سخت میگذرد ک انگار پیام هایمان بار شتریست ک در طوفان شن مانده است و برای ان یک لحظه چقدر دل واپس میشوبم

پاسخ در تاریخ یکشنبه 24 خرداد 1394 10:41 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

متن سنگین بود
یک هفته مرخصی استعلاجی :))
درود بر شما
سید محمد مهدی میرزاامینی


نهایت سختی نفس، برای بعضی ها ، منتظرجواب ماندن پشت کابل های نوری ست

و برای بعضی ها وقتی درس نخوانده، فیش ننوشته، مقاله نخوانده، کتاب نخوانده، فکر نکرده، موضوع انتخاب نکرده،،،
بخواهد برود درمقابل هم کلاسی ها و استاد پروژه ارائه دهد

لامصب نفس ، در سلول انفرادی حبس شده بود انگار

پاسخ در تاریخ چهارشنبه 14 آبان 1393 10:45 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام
سنگین بود سر صبحی درک نکردم
هوا سرده
مخم هنوز شاید گرم نشده
سید محمد مهدی میرزاامینی

فرتاش
سلام.
زیباست:)))

پاسخ در تاریخ دوشنبه 14 مهر 1393 08:35 ب.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام
:)
ممنون. معنا دار بود این خنده
:))
سید محمد مهدی میرزاامینی

م مثل شیشه ی آسمان
سلام
بعضی وقتا دیس کانت میشیم ...
وقتی که کلاف را گم کنیم کلافه میشویم.

پاسخ در تاریخ یکشنبه 16 شهریور 1393 11:23 ق.ظ به شرح زیر ارسال شده

سلام
بله
چه میشه کرد گاهی بازیگوشی میکنیم

سید محمد مهدی میرزاامینی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی