تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل - نگاشتهــ ــهای فیسبوک

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ
دنیا از دریچه فیسبوک.
گاهی دوستانم در فیسبوک چیزهایی مینویسند که جز در فیسبوک شاید جای دیگری نبینیم. بعضی هاشون خیلی جالبه. نمی دونم چطوری
ممکنه چنین چیزهایی به ذهن آدم برسه. در این صفحه اونهایی که برای من جالبه را بازنشر میکنم.


محمد تقاضایی :: ی معلم داشتیم تو کلاس دین و زندگی ، میگفت : شغل ما، شغل انبیاست . یکی اومد خودشیرینی کنه ، گفت : انبیا که همشون چوپانی میکردن ن گذاشت ، ن برداشت گفت : منم دارم همین کارو میکنم گوسفند !!! خد احفظش کنه زیادی رک بود ... :|

حسن ریوندی :: ﺁﻗﺎ ﺟﺪﯾﺪﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ! ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻋﺮﻭﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻟﯽ ﻭ ﺗﯿﺸﺮﺕ ! ﺍﻧﻘﺪﻩ ﭘﺮﺭﻭ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﺶ ﺳﯿﺦ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﯼ ﻫﻤﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ! ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻒ ﺧﻮﺑﻪ ﻭﺍﻻ ﻧﻪ ﺷﺮﻣﯽ ، ﻧﻪ ﺣﯿﺎﯾﯽ ، ﻧﻪ . . . ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮕﻒ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ! ﺩﺭ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﯿﺮﺕ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ . . . ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩﻩ

زهرا سادات قاسمی :: یك مهندس رفت كلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر كنه ! مهندس : زنم رفته خرید ولى هنوز برنگشته خونه ! پلیس : قدش چقدره ؟ مهندس : تا حالا دقت نكردم ! پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟ مهندس : یك كم شاید لاغر یا چاق !؟ پلیس : رنگ چشمهاش ؟ مهندس : دقیقاً نمی دونم !؟ پلیس : رنگ موهاش ؟ مهندس : والا هى رنگ می كنه !! پلیس : چى پوشیده بود ؟ مهندس : پیراهن !؟ …یا مانتو !؟ … نمی دونم !! پلیس : با ماشین رفته بود ؟ مهندس : بله پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟ مهندس : یك AUDI مشكى A7 . با موتور V6, حجم 3000 سوپرشارژ با333 اسب بخار قدرت و دور موتور و تیپ ترونیك هشت سرعته اتوماتیك با قابلیت تبدیل به مد دستى و تمام چراغهاش فول LED با دیود هاى تنظیم نور براى تمام فانكشنهاش و……یك خراش خیلى كوچولو هم روى در جلویى سمت شاگرد…(مهندس به اینجا كه رسید زد زیر گریه !!…) پلیس :(متاثر!!)…: گریه نكنید ! ما ماشینتون رو براتون پیدا می كنیم !!!…روز زن مبارك:-D

احسان افتخاری :: استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیما از بلندگو اعلام کردن که "این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست..!" همه اساتید فرار کردن! جز یه استاد پرسیدن :چرا نشستی؟ استاد گفت: اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه تازه اگه روشن شه..!

زهرا سادات قاسمی :: مورد داشتیم یکی از دخترای دانشگاه «که نمیخوام اسمشو ببرم» از یکی از دوستام «که اسم اونم نمیخوام ببرم» پرسید:سر این فلش مموری های USB اگه روش نباشه ویروسی میشه ؟؟؟ دوستم با خونسردی کامل گفت: ویروسی که نه ولی امکان داره اطلاعاتش بریزه بیرون !!! دختره: واااااااااااااااااایییییی برم عکسامو جمع کنم

داستانی فوق العاده از پائولو کوئیلو :: یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده :: عذاب وجدان همیشه مال كسی است كه صادق نیست :: آرامش مال كسی است كه صادق است :: لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند.

سید مسعود میرابراهیمی :: یه خانوم و آقایی توی اتوبوس بین شهری کنار هم افتاده بودن ..... بعد از مدتی مرده گفت : دوست داری یه بازی جالب بکنیم ؟؟ زنه روشو برگردوند و گفت میخوام بخوابم .... مرده بازم اصرار کرد و گفت : ببین بازی جالبیه. من از تو یه سوال میپرسم اگه جوابشو بلد نبودی 5 دلار به من میدی. اگه منم بلد نبودم 5 دلار به تو میدم.... بازم زنه قبول نکرد ... مرده گفت : خب تو اگه جواب ندادی 5 دلار بده. من اگه جواب ندادم 500 دلار میدم ... زنه توجهش جلب شد و گفت باشه. سوال اول رو مرده پرسید. گفت : فاصله زمین تا ماه چقدره ؟؟؟ زنه یه کم فکر کرد ولی جوابو نمیدونست . از کیفش یه 5 دلاری داد به مرده. نوبت زنه بود. پرسید : اون چیه که سه پا از تپه میره بالا و 4 پا برمیگرده ؟؟؟ مرده هرچی فکر کرد نتونست جواب بده. لپ تاپش رو باز کرد به گوشیش وصل کرد رفت توی اینترنت. هرچی سرچ کرد نبود. به دوستاش هم ایمیل زد کسی جواب رو نمیدونست ... دیگه هرکاری کرد جواب نداد ... 500 دلار داد به زنه . زنه پولو گرفت و روشو برگردوند ... مرده گفت : خب حالا که پولو گرفتی جوابو بگو .... زنه یه 5 دلاری به مرده داد و گفت : نمیدونم ....

مصطفی کریمی فر :: یارو میره خارج میگن اسمت چیه؟ میگه Ultra-border self looking میگن ینی چی میگه فرامرز خودنگاه !!!

محمد قصابی :: ﺍﻫﺎﻱ ﺍﻗﺎ ﭘﺴﺮﻱ ﻙ ﻗﻴﺎﻓﺖ ﺷﺒﻴﻪ ﺟﺎﻧﻮﻧﯿﻪ، ﻫﻴﻜﻠﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﻗﻠﻴﻮﻥ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ، ﻭﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺷﻴﻦ ٣٠٠ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ﻫﻤﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻧﺒﺎﻟﺘﻦ ﻭ ﻭﺍﺳﺖ ﻟﻪ ﻟﻪ ﻣﻲ ﺯﻧﻦ... ﻛﺎﻣﻼ ﺩﺭﺳﺖ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ﻋﺰﻳﺰﻡ، ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻗﻴﺎﻓﺗﻢ ﻧﺒﺎﺵ

احسان افتخاری :: ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ : ﻫــﻠـﻮ، ﺳـﺎﻋﺖ 7 ﺩﻡ ﺩﺭ ﺣـﺎﺿﺮ ﺑـﺎﺵ ﻣـﯿـﺎﻡ ﺩﻧـﺒﺎﻟـﺖ!!! ﻣـﻨـﻢ ﻓـﮑـﺮ ﮐـﺮﺩﻡ ﺍﺯﺵ ﻋـﺎﺗـﻮ ﮔـﺮﻓـﺘﻢ ﺟـﻮ ﮔـﺮﻓـﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ: ﺑـﺎﺷﻪ ﺷﻔﺘﺎﻟﻮﯼ ﻣﻦ , ﻣﺎﻧـﺘـﻮ ﺧـﻮﺷﮕـﻠﻤـﻮ ﻣﯿـﭙـﻮﺷـﻢ ﻣـﯿـﺎﻡ ﻋـﺠـﯿـﺠـﻢ!!! ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺟـﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺍﺳـﮑـﻞِ ﺑﯿــﺸـﻌـﻮﺭ , ﻫـﻠـﻮ ﯾﻌﻨﯽ ﺳـﻼﻡ , ﻋﺎﺧﻪ ﺗـﻮ ﮐﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﺑﺸﯽ؟؟!!!

چند دقیقه فکر نمی کنم و به این ها میخندم :: معلم: هرکی سوال بعدی منو جواب بده میتونه بره خونه. پسر غضنفر کیفشو از پنجره میندازه بیرون… معلم با عصبانیت: کی اون کیفو انداخت بیرون؟ من بودم آقا.خداحافظ :: روش های رفتن به خارج ! ۱_ با ماشین ۲_ با اتوبوس ۴_ با هواپیما ۵_ با قاچاق ۶- با فتوشاپ ! :: راسته که میگن اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل میشی ولی به یه میلیونر قهقه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته ! :: معلمه سر کلاس میگه هرکی خنگه از سر جاش پاشه یکی از شاگرد ها از جاش پا میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم پا شدیم شما تنها نمونی ! :: شعار بزرگ ژاپنیها: اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد, تو هم می توانی آن را انجام دهی. اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد, تو باید آن را انجام دهی. نسخه ایرانی این شعار: اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد, اجازه بده آن را انجام دهد. اگر کسی نمی تواند کاری را انجام دهد, چرا ما وقتمان را برای آن تلف کنیم؟! :: یکی از تفریحات بچگیمون این بود که وقتی زنگ مدرسه رو میزدن هرچی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود درمیاوردیم یَک حالی میداد !حس میکردیم تو جنگلیم همراه با دوستای میمونمون :: باید یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بریزم هروقت سردرد داشتم و ازم پرسیدن چی شده ؟ بگم "همون سردردهای همیشگی” و چندتاشو بخورم و بگم آه ! :: آیا می دانید کسانی که در روز ۱۱ساعت پشت میز می نشینند نسبت به کسانی که ۸ ساعت پشت میز می نشینند 3 ساعت بیشتر پشت میز می نشینند ؟ :: میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه ...!! :: میگن تو جهنم یه جایی هست که خودتون میرید میبینید من که میرم بهشت!! :: گر پسری کشته شود دختری ترشیده شود گر پسران کشته شوند کل جهان لیته شود :: مسابقه پیامکی ایرانسل (هر پیام ۷۵تومان) برنده: هر روز لپ تاپ سوال: 1: اب خوبه؟ بله 2: درخت چه رنگ است؟ سبز 3: اهن سفت تره یا پنبه؟ اهن /سوال آخر: شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت خودش به چی فکر میکرد!؟ :: دیشب ساختمون کناریمون آتیش گرفته بود با بابام سریع لباس پوشیدیم بریم کمک ؛ مامانم یهو داد زد وااااایستید ! دارید میرید آشغالارم بزارید جلو در !!! بدجور تو فکر فرو رفتیم با بابام :: آخه رو چه اصولی بعضیا میخندن رو لپاشون ۲ تا حفره ایجاد میشه؟ چرا ما وقتی میخندیم پرانتز باز میشه؟
زهرا سادات قاسمی :: سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر واجد شرایط اعلام شدند: یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی. قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی. مصاحبه کننده از آلمانی پرسید: برای این کار چقدر پول میخواهید؟ او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند. مصاحبه کننده او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود. او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای معشوقه ام. وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم. صد هزار برای خودم صد هزار تا هم حق حساب شما صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !!!؟
احسان افتخاری به نقل از یه ناشناس :: صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! --ناشناس . . {خدا حفظش کنه}
احسان افتخاری :: رتبه کنکور دختر عمم رو واسش اس ام اس کردن اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده !
احسان افتخاری :: ﺩﺧﺘﺮﻩ همسایه ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩ، ﮔﻔﺖ: ﻛﻠﻴﺪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻣﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﻴﺎﻡ ﺗﻮ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻴﺎﺩ؟ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍللهیه ... ﮔﻔﺘﻢ ما خونه نیستیم .... درو ﺑﺴﺘﻢ
بهروز قجر :: قانون پارستگی پایان نامه! پایان نامه نه آغاز میشود و نه به پایان میرسد. تنها از فصلی به فصل دیگر منقل میگردد. باور کن!!!

عاطفه آغاسی :: دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه: همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!

حمید ارونقی :: ترجیح میدم پول سیگاری رو بدم که صادقانه روش نوشته: سرطان زا ؛ تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته: ۱۰۰% طبیعی.





درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی