درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

وقتی که جان ندارد

جمعه 4 اردیبهشت 1394 05:23 ق.ظ


تا حالا فکر کردید چرا یک جسد ترسناک هست! جسد آدمی که تا چند لحظه پیش احتمالا عزیزترین کس افرادی بوده به یک باره اون موجود دوست داشتنی سابق شاید نباشه. کم کم ممکنه رنگ و روش عوض بشه. شاید ترسناک و کریه بشه اگر یه کم بیشتر بمونه احتمالا بوی تعفن بگیره. همه این ها برای اینه که دیگه جان نداره و یک کالبد و جسم بی جان میشه که خیلی ها ازش میترسند. ازش دوری می‌کنند. اگر بهش دست بزنیم باید غسل کنیم. و البته این طبیعی هست. حالا فکر کنید کسی این جسد بی جان را مثل زنده ها باهاش برخورد کنه! یعنی همونطور در کنار خودش نگه داره! تصورش هم اصلا جالب نیست ... .

پی نوشت: وقتی به بعضی از سنت های فعلی جامعه ایرانی که فکر میکنیم هنوز زنده است نگاه میکنم یاد چند سطر بالا می افتم و احساس میکنم با یک جسد داریم مثل زنده ها برخورد میکنیم. اخیرا چیزهایی میگم که خودم باید فکر کنم تا بفهمم چی گفتم. ولی فکر کنید متوجه میشید :)

نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: دردنامه ها ، :::: برچسب ها: جسد ، جان ، سنت ها ، :::: آخرین ویرایش: جمعه 4 اردیبهشت 1394 05:34 ق.ظ




تعداد کل صفحات:111 ::::::: l 1 l 2 l 3 l 4 l 5 l 6 l 7 l ...

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی