تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

نو شدن یا نشدن!

شنبه 7 مرداد 1396 02:05 ق.ظ


همیشه وقتی نسل های قبل از خودم را میبینم که در مقابل ماشینی شدن یا به قول دیگر امروزی شدن یا مدرن شدن و ... یکجوری نامحسوس مقاومت میکنند و یا با اکراه پدیده های جدید امروزی را می پذیرند و به زندگی خود راه می دهند به خودم می گویم چرا؟! این پدیده ها که بد نیستند. کار شما را راحت تر میکنند. زندگی راحت تر می شود. گاهی هزینه ها کمتر می شود. گاهی کیفیت بالاتر می رود و در مجموع از هر زاویه ای نگاه کنیم مفید تر است. پس قضیه این نپذیرفتن یا سخت و دیر پذیرفتن و کمتر همراه شدن چیست؟! این سوال را داشتم در گوشه ذهنم و هرچند جواب هایی را می توانستم به خودم بدهم اما درکش برایم سخت بود. اما مدتی است توانستم تا حدودی یک جواب روشن و محکم برای خودم پیدا کنم. خاطره! و خاطره بازی! شاید مهمترین چیزی که باعث می شود ما از یک پدیده به یک پدیده تازه سخت منتقل شویم همین خاطره ها و خاطره بازی ما با آن پدیده های اصطلاحا قدیمی باشد. مثلا خداحافظی از دفترچه تلفن کاغذی خانه با تمام مشکلات پیدا کردن اسم ها و بدخطی ها و اشتباهات نوشتن شماره تلفن ها نسبت به این دفترچه های هوشمند که هر کدام از تلفن های امروزی دارند یک خاطره بازی دارد که اگر هنوز به آن تمایل داریم در اصل به آن خاطره ها و تلخی ها و شوری ها و شیرینی هایش متمایلیم. مثلا علاقه به همین وبلاگ ها در هجوم بی امان شبکه های مجازیِ همراه، دلیل بر مزیت این ها نسبت به آن ها نیست. ما با این وبلاگ ها و تک تک پست ها و کامنت ها و دوستی هایش خاطره داریم که در اون فضاها یا هنوز تجربه نکردیم یا با آن شور و حال تجربه نکردیم و احتمالا نسل بعد ما با آن ها چیزهایی را تجربه می کند که با بعدی ها شاید کمتر فرصت آن تجربه ها را داشته باشند. خلاصه قصه، قصه نو شدن کهنگی هاست و خاطرات.

پی نوشت: یه زمانی بعد یکی دو روز که سرم خلوت میشد با چنان ذوقی وبلاگم را چک میکردم و انقدر ذوق میکردم که سبد نظرات قرمز شده و چند نظر در اون نخوانده هستند که واقعا برایم با هیچ دلخوشی دیگری قابل تعویض نبود. اما حالا هر چند ماه یک بار که می آیم جز چند هرزنامه چیزی نیست ...

نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: روزانه ها ، :::: برچسب ها: وبلاگ ، خاطرات ، :::: آخرین ویرایش: شنبه 7 مرداد 1396 02:31 ق.ظ




تعداد کل صفحات:132 ::::::: l 1 l 2 l 3 l 4 l 5 l 6 l 7 l ...

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی