تبلیغات
یـــــه رج حـــــــــرف دل

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی

یه رج حرف دل

امـــــــروز:
دستـــــ نـــوشتهــــ

گرونی آی! گرونی

یکشنبه 9 تیر 1398 12:45 ب.ظ


رفته بودم خرید. کاری که کمتر از من سر میزند. اما خوب گاهی باید رفت. همیشه چیزهایی که میخواهم را از قفسه های فروشگاه برمیدارم و در انتها میرم برای حساب. کم پیش امده که تک تک اجناس را بدانم چه قیمتی است و بر اساس قیمت آن را انتخاب کنم یا نکنم. اما این بارِ آخر، جمع چند قلم خرید ساده قیمت بالایی شد. چون روی پیشخوان اجناس دیگری هم بود به فروشنده تاکید کردم که فقط این ها برای من است. او هم با بی تفاوتی و با لبخندی که نمیدانم برای چه بود! گفت بله میدانم و در ادامه برای تایید، قیمت تک تک اجناس را گفت. قیمت یک بطری شیر 6800 تومان! کارت را با بی تفاوتی و نوعی کرختی دادم به صندوق دار. اول فکر کردم که چه مدت مدیدی است خرید نکردم و از قیمت ها خبر ندارم. با این حال برایم قابل درک نبود. فروشنده وقتی داشت کارت را میکشید گفت از اول سال یکبار هم خرید با قیمت خرید قبل نداشتیم در هر نوبت قیمت ها رشد داشته. رمز؟! پیش خودم فکر کردم با این اوضاع صاحبخانه هم شاید حق داشته که نسبت به سال قبل 60 میلیون تومان روی پول پیش کشیده. به هر حال اون هم صاحب ملکش است و خودش میداند چقدر برای رهن و اجاره بگیرد. یک جوری اگر بهش بخواهیم بگیم نه انقدر نیست و ... شاید داریم به حریم خصوصی اش وارد می شویم! اصلا چه میدانیم که او چه مشکلاتی دارد که بی خود قضاوتش کردیم که بی انصاف است!! اصلا اگر ما خودمان بودیم شاید 100 میلیون تومان روی پول پیش میکشیدیم! نه!؟ در مورد شیر هم همینطور. این گاو هم برای خودش گاوی است دیگر به ما چه ربطی دارد شیر خودش است هرچقدر بخواهد میگذارد روی قیمتش! چه معنی دارد که یک آدم در مسائل خصوصی یک گاو دخالت کند! یعنی یک گاو اختیار شیر خودش را هم ندارد! این گاو که این همه به ما لطف و محبت کرده! سال ها به ما شیر داده! حالا در این شرایط که همه گرانش می کنند او گرانش نکند! اگر ما هم جای او بودیم (یک گاو) همین کار را میکردیم. نمیکردیم؟! اصلا خیلی باید بی فرهنگ باشم که اینطور در زندگی دیگران سرک میکشم. نه!؟ به خانه رسیدم و شیر را داخل یخچال میگذارم. با خودم فکر میکنم تا الان در لیوان های بزرگی شیر میخوردیم! لیوان های کوچک تر بهتر است. اصلا از این استکان کوچک کمر باریک ها برای خوردن شیر خیلی مناسب تر است. خوووووب فکری کردم! هیییییییییی! ... ! اما شخصا دوست دارم یکی در زندگی ما سرک بکشد. اصلا سرک چرا! سرش را تا ته بکند در زندگی من و امثال من. ببیند مگر ما چقدر روی چی گذاشتیم و میتوانیم بگذاریم که همه از ریز و درشت برایمان رویش میگذارند؟! دوست داشتم کسی هم بود و من و امثال من را قضاوت میکرد. قضاوت میکرد اگر ... . بگذریم.

پی نوشت: کمتر برید خرید. بیشتر تلویزیون ببینید و از این که اختلاس گرها یکی پس از دیگری محاکمه و مجازات میشن لذت ببرید. خندوانه ببینید و به ایرانی بودن خودتون افتخار کنید و بلند فریاد بزنید ما خیلی باحالیم! بیشتر به خانواده و پدر مادر سر بزنید. اصلا تو این اوضاع خیلی به پدر و مادر سر بزنید. خیلی زیاد. و حتی چه کاری است وسایل را جمع کنید بروید پیش اون ها تو یک اتاقی جایی کنار خانواده مثل قدیم ها زندگی کنید راحت تره! همیشه در آغوش گرم خانواده هستید و مرتب به پدر و مادر خود هم نیکی کنید. بی خود هم با چهارتا نوسان قیمتی که همه توطئه های دشمن است سیاه نمایی نکنید. لطفا و لطفا در زندگی دیگران هم انقدر سرک نکشید و خودمانی بگم فضولی نکنید چرا فلانی که رییس فلان اداره یا چی است انقدر حقوق میگیرد یا فلان مسئول و آقا زاده اش چرا فلان ماشین را سوار می شود و ... خوب قطعا تلاش کرده زحمت کشیده که حتما ما زحمت نکشیدیم. نتایج زحمات مسئولین هم این همه رفاه و شادی و خنده های از ته دلی است که در همه جامعه جریان دارد! واقعا انقدر بی انصاف نباشید.

نظرات

نویسنده : سید محمد مهدی میرزاامینی :::: ارسال شده در: دردنامه ها ، :::: برچسب ها: گرانی ، ایران ، اختلاس ، دلار ، شیر ، مسئولان ، حریم خصوصی ، :::: آخرین ویرایش: شنبه 15 تیر 1398 12:19 ب.ظ




تعداد کل صفحات:133 ::::::: l 1 l 2 l 3 l 4 l 5 l 6 l 7 l ...

درباره من مقالات من در آفتاب طراحی من در behance من در کتاب سیاه جیمیل من صفحه فیسبوک من صفحه گوگل پلاس من صفحه من در لینکداین فرش در آئینه ادبیات میرزا کارپت نگارخانه من rss نشریه طره من در تویتر ایمیل من در یاهو نگاشته های فیسبوکی